تبليغاتX
سوارانه -
غزل 11

ای شجاعت بعید٬ در نگاه شیرها

 بر تو غبطه می خورند ٬ جمله ی دلیرها

بی تو جز ملال و آه بی تو جز گرسنگی

 بوی نان نمی دهد سفره ی فقیرها

بی تو  گل نمیدهند٬ بی تو  تر نمیشوند :

شاخه ی درختها ـ سینه ی کویرها

هر کجا که می روم ردی از تو مانده است

بوی عشق می دهند٬ بعد تو ٬ مسیرها

عشق من ! اگر جهان ٬ روز و شب به من زند ـ

زخم و زخم و زخم٬ از٬ تیر و تیر و تیرها ـ

ـ دل نمی دهم به این ٬ دلبران رنگ رنگ

خم نمی شود سرم ٬ پیش آن امیرها

عشق من ! شبیه تو ـ در جهان نیافرید 

آنکه با تو کاست از٬ شأن بی نظیرها

¤

بعد از آن که آمدی کی بلند می شود ـ

دست سر بلند ها روی سر به زیرها ؟! .

 

 

+ نوشته شده توسط سیروس عبدی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM