تبليغاتX
سوارانه - ...اما دیده اند که تن میشویی در چشمانم (قبانی)
غزل ۸

"ناز" اگر در "بغل نرم" خیابان خوبست

"عشق" در پهنه مهجور بیابان خوبست

*

از خدا خواستم آسوده نباشم ای عشق

با تو اوضاع جهان بی سر و سامان خوبست

من سفارش شدهً دست لسان الغیبم

"زیر شمشیر غمت رقص کنم" ـ آن خوبست 

و چه زیباست نبردی که تو دشمن باشی

مرگ ـ از دست تو با زخم فراوان خوبست

با تو هرچیز خوشایند و جهان : زیباییست

با تو پاییز قشنگست وزمستان خوبست

چقدر ردشدن از زیر درختان زیباست

چقدر بر لب این پنجره : باران خوبست 

*

عطش توست ـ گوارای وجودم شده است

گاه یک درد به اندازه درمان خوبست

شوکران هوسی شهد تو را تلخ نکرد

لذت طعم عذاب تو کماکان خوبست .

+ نوشته شده توسط سیروس عبدی در و ساعت |